داستانك
نابينا و چراغ
نابينا و چراغ
نابينايي در تاريكي شب، چراغي در دست و سبويي بر دوش در راهي ميرفت. فضولي به وي رسيد و گفت: اي نادان! روز و شب پيش تو يكسان
است و روشني و تاريكي در چشم تو برابر! اين چراغ را فايده چيست؟
است و روشني و تاريكي در چشم تو برابر! اين چراغ را فايده چيست؟
پيوند براي خواندن داستانك:
http://musicashraf.com/…/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%8A%D9%86%D8…/
http://musicashraf.com/…/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%8A%D9%86%D8…/

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر