لينك همه مطلب:http://yon.ir/VvnR
كمتر از ده سال داشتم كه ترانه ي «كلاغا » رو از بر بودم و با چنان ذوق و شوقي اون رو باخودم ميخوندم كه انگار دارم تو كنسرواتوار پاريس اپراي مهمي اجرا ميكنم. تو دنياي بچگي بعضي از قسمتاي شعرش رو هم اشتباه فهميده بودم و هنوز بعد از سالها وقتي اين ترانه به ذهنم مياد ناخودآگاه با همون اشتباهات روي زبونم جاري ميشه!
غروبا كه ميشه روشن چراغا
ميان از مدرسه خونه كلاغا
ياد حرفاي اون روزت مي افتم
كه تو گفتي به جون و دل شنفتم…
......................................
......................................
(بقيه مطلب را در سايت موزيك اشرف دنبال كنيد)
كمتر از ده سال داشتم كه ترانه ي «كلاغا » رو از بر بودم و با چنان ذوق و شوقي اون رو باخودم ميخوندم كه انگار دارم تو كنسرواتوار پاريس اپراي مهمي اجرا ميكنم. تو دنياي بچگي بعضي از قسمتاي شعرش رو هم اشتباه فهميده بودم و هنوز بعد از سالها وقتي اين ترانه به ذهنم مياد ناخودآگاه با همون اشتباهات روي زبونم جاري ميشه!
غروبا كه ميشه روشن چراغا
ميان از مدرسه خونه كلاغا
ياد حرفاي اون روزت مي افتم
كه تو گفتي به جون و دل شنفتم…
......................................
......................................
(بقيه مطلب را در سايت موزيك اشرف دنبال كنيد)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر