۱۳۹۴ مرداد ۲۸, چهارشنبه

ميرزا رضاي كرماني قهرماني كه ناصرالدين شاه را بسزاي اعمال خود رساند

مي گويند يكي از بازجوها و سردژخيمان آن روزگار، عقربي ديده و آنرا در قوطي كرد.سپس آن را به سرباز بي مغزي كه نگهبان ميرزا بود سپرده و گفت: اين عقرب كه مي بيني عقرب شاه است! برو و آن را در سلول   اين مرد بينداز!

سرباز بي خبر كه ميرزا را نميشناخت، همين كار را كرد. عقرب را در نزديكي او در سلول رها كرده و گفت: اين عقرب شاه است و بايد در سلول تو باشد!
ميرزا رضاي كرماني . . . با پايش عقرب را له كرد. سرباز به ناگهان فرياد برآورد كه اي داد! اي بيداد! عقرب شاه را كشت!
http://musicashraf.com/farsi/archives/12014

ميرزا به او نگاهي كرده وگفت: چه ميگويي؟! من خود شاه را كشته ام، عقربش كه چيزي نيست!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر